معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- practice
- معادل فارسی
- عمل، تمرین، تکرار، تمرینی، تجربه، کار معمول، عادت، روال معمول، رسم، عرف، تمرین کردن، تکرار کردن، اشتغال داشتن، عمل کردن، به کار بستن، به کارگرفتن، به کار بردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)