معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- proof
- معادل فارسی
- شاهد، دلیل، مدرک، مستند، اثبات، آزمون، آزمایش، امتحان، حافظ، محافظ، نگهبان، مقاوم (دربرابر ...)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)