معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- conductor
- معادل فارسی
- رهبر، مدیر، کمک راننده، شاگرد شوفر، مأمور قطار، مأمور بلیط، کنترلچی، رسانا، هادی
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)