واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

control

کنترل، نظارت، مراقبت، رسیدگی، هدایت، فرمان، جلوگیری، منع، اداره، تنظیم، مسلط شدن، کنترل کردن، جلوگیری کردن، هدایت کردن، اداره کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
control
معادل فارسی
کنترل، نظارت، مراقبت، رسیدگی، هدایت، فرمان، جلوگیری، منع، اداره، تنظیم، مسلط شدن، کنترل کردن، جلوگیری کردن، هدایت کردن، اداره کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)