حمل و نقل ریلی کد خبر: ۱۵۷۲۹۵

از پروژه محوری تا ارزش آفرینی ؛ بهره وری ریلی با ریل گذاری صرف محقق نمی شود

بسیاری از پروژه‌های نیمه‌تمام به دلیل مدل انگیزشی غلط نیمه‌تمام مانده‌اند . از نظر او ، باید مالک تصمیم مشخص شود ، نظام قراردادها اصلاح شود ، پرداخت‌ها بر اساس خروجی قابل بهره‌برداری انجام شود و شاخص‌های شفاف بهره‌وری در گزارش‌دهی پروژه‌ها مورد استفاده قرار گیرد .

واتساپ

به گزارش پرتال حمل و نقل ، سرپرست سابق دفتر ارزیابی‌های اقتصادی و مدیریت حمل‌ونقل وزارت راه و شهرسازی ، در نشست تخصصی «حکمرانی بهره‌وری در ابرپروژه‌های ریلی نیمه‌تمام درون و برون‌شهری» تأکید کرد که مسئله اصلی در بسیاری از ابرپروژه‌های ریلی ، صرفاً کمبود منابع مالی نیست ، بلکه ضعف در حکمرانی ، نبود اولویت‌گذاری و ناتوانی در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت پروژه‌هاست .

حامدرضا حیدری در این نشست با اشاره به ادبیات جدید مدیریت ابرپروژه‌ها گفت : در نگاه روز دنیا ، شکست ابرپروژه‌ها به‌ندرت صرفاً فنی است و در اغلب موارد ریشه نهادی و حکمرانی دارد .

او با استناد به دیدگاه‌های مطرح‌شده در حوزه مدیریت ابرپروژه‌ها اظهار کرد که امروز برنامه‌ریزی حمل‌ونقل دیگر تنها در قالب طراحی و اجرا دیده نمی‌شود ، بلکه ذیل مفهوم «حکمرانی حمل‌ونقل» معنا پیدا می‌کند .

وی با اشاره به نظریه محدودیت‌ها ، چهار محور اساسی برای اصلاح ضعف حکمرانی در ابرپروژه‌ها برشمرد و گفت : نخستین محور ، شناسایی گلوگاه حکمرانی است .

به گفته او ، ریشه بن‌بست بسیاری از ابرپروژه‌ها کمبود بودجه نیست ، بلکه ناتوانی در تشخیص مانع اصلی است ؛ مانعی که با رفع آن ، کل سیستم می‌تواند به حرکت درآید .

حیدری محور دوم را تمرکز بر توان عملیاتی به‌جای پیشرفت فیزیکی دانست و افزود : در بسیاری از پروژه‌ها ، پیشرفت فیزیکی ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ درصدی به‌عنوان دستاورد معرفی می‌شود ، اما پرسش اصلی این است که این پیشرفت چه ارزش قابل بهره‌برداری برای شبکه ایجاد کرده است .

به گفته او ، بهره‌وری یعنی سنجش پروژه‌ها بر اساس نتیجه نهایی ، نه صرفاً میزان مصالح مصرف‌ شده ، حجم عملیات یا طول ریل‌گذاری .

او بحران چندوظیفگی در نهادهای حاکمیتی را یکی دیگر از عوامل کاهش بهره‌وری دانست و گفت : باز نگه داشتن همزمان ده‌ها جبهه کاری ، سرعت اتمام پروژه‌ها را کاهش می‌دهد .

حیدری تأکید کرد که بهره‌وری در این حوزه به معنای تمرکز بر پایان دادن به کارهای ناتمام است ، نه افزودن مداوم پروژه‌های جدید .

وی همچنین هم‌راستایی نهادی را از شروط اصلی تحقق بهره‌وری ملی دانست و افزود : زمانی می‌توان از بهره‌وری سخن گفت که همه دستگاه‌ها و نهادها ، اولویت سازمانی خود را در خدمت هدف اصلی و مشترک سیستم قرار دهند .

حیدری در ادامه با طرح این پرسش که «چرا باید سوالات سخت بهره‌وری را مطرح کرد ؟» گفت : ابرپروژه‌ها به دلیل مقیاس بزرگ، افق زمانی بلند، ذی‌نفعان متعدد و ملاحظات سیاسی ، اقتصادی و اجرایی ، بیش از سایر پروژه‌ها مستعد خطای حکمرانی هستند . بنابراین اگر در این پروژه‌ها پرسش‌های سخت مطرح نشود ، در عمل به تداوم ناکارآمدی حکمرانی چراغ سبز داده شده است .

او با اشاره به تجربه ابرپروژه‌های موفق در جهان گفت : در پروژه‌های موفق ، سخت‌گیری‌های نهادی جایگزین تصمیم‌های سلیقه‌ای شده و پرسش‌های سخت ، ابزار حکمرانی بهره‌وری بوده‌اند .

به گفته حیدری ، انحراف در هزینه ، زمان و اثربخشی پروژه‌ها در بسیاری از موارد محصول ضعف حکمرانی است ، نه صرفاً ضعف اجرا .

سرپرست سابق دفتر ارزیابی‌های اقتصادی و مدیریت حمل‌ونقل وزارت راه و شهرسازی با تشریح وضعیت پروژه‌های نیمه‌تمام گفت : برخی پروژه‌ها برای شروع ، پروژه‌های خوبی بوده‌اند ، اما ادامه دادن آنها الزاماً بهتر از متوقف کردن یا بازتعریف آنها نیست .

او از این وضعیت با عنوان «ناتمام‌ماندگی ساختاری» و «دارایی منجمد» یاد کرد و گفت : در برخی موارد، ادامه‌دار شدن پروژه برای گروه‌هایی از ذی‌نفعان منفعت ایجاد می‌کند و همین موضوع باعث تداوم پروژه بدون نتیجه‌گیری واقعی می‌شود .

حیدری در بخش دیگری از سخنان خود هشت پرسش سخت درباره ابرپروژه‌های ریلی نیمه‌تمام مطرح کرد و گفت : نخست باید مشخص شود هدف نهایی هر ابرپروژه چیست و قرار است دقیقاً چه مسئله‌ای را حل کند . همچنین باید پرسید اگر همین منابع محدود صرف گزینه‌های دیگر می‌شد ، آیا نتیجه بهتری حاصل نمی‌شد ؟

وی ادامه داد : پرسش دیگر این است که آیا پروژه واقعاً قابل اتمام است یا صرفاً قابل شروع بوده است . همچنین باید گلوگاه اصلی پروژه مشخص شود ؛ اینکه مشکل در تأمین مالی، مجوزها، تملک اراضی، قراردادها یا ساختار تصمیم‌گیری است .

به گفته او ، یکی از پرسش‌های کلیدی این است که مالک تصمیم‌های سخت در پروژه کیست و چه کسی اختیار توقف ، ادغام ، تغییر دامنه یا بازتعریف پروژه را دارد . در نهایت باید به نوعی غربالگری رسید و مشخص کرد کدام پروژه باید تکمیل ، کدام پروژه باید اصلاح ، کدام پروژه باید ادغام و کدام پروژه باید متوقف شود .

او همچنین با انتقاد از سنجش پروژه‌ها بر اساس فعالیت و هزینه‌کرد گفت : باید روشن شود پیشرفت پروژه با چه چیزی سنجیده می‌شود ؛ با میزان هزینه انجام‌شده یا با خروجی قابل بهره‌برداری. همچنین باید بررسی شود چه تعداد پروژه به‌طور همزمان باز نگه داشته شده و هزینه این پراکندگی برای کشور چیست .

حیدری یکی دیگر از پرسش‌های مهم را بررسی مدل قراردادها و تخصیص منابع دانست و گفت : باید مشخص شود مدل فعلی قراردادها انگیزه اتمام پروژه را ایجاد می‌کند یا انگیزه ادامه‌دار شدن آن را .

به گفته او ، این پرسش‌ها از جنس پرسش‌های سخت بهره‌وری هستند و بدون پاسخ دادن به آنها نمی‌توان از حکمرانی مؤثر در ابرپروژه‌ها سخن گفت .

وی سپس با تشریح یک مدل هرمی برای تصمیم‌گیری درباره ابرپروژه‌ها گفت : در قاعده این هرم ، قابلیت اتمام و ایمنی تحویل پروژه قرار دارد . تا زمانی که یک پروژه از نظر دامنه ، مجوزها ، تملک اراضی ، استانداردهای ایمنی ، قراردادها ، مطالبات و دعاوی شفاف نشده باشد ، بحث بهره‌وری درباره آن معنای دقیقی ندارد .

به گفته حیدری ، لایه دوم این هرم ، کنترل جریان منابع و رفع گلوگاه‌های اجرایی است . او تأکید کرد : ابرپروژه‌ها صرفاً با تزریق پول حل نمی‌شوند؛ بلکه باید گلوگاه اصلی آنها شناسایی و رفع شود . در بسیاری از موارد، مسئله اصلی آن ۲۰ درصد باقی‌مانده‌ای است که کل پروژه را متوقف کرده ، نه آن ۸۰ درصدی که انجام شده است .

او لایه سوم را معماری ارزش پروژه دانست و گفت : هر پروژه باید جایگاه خود را در شبکه لجستیک ، ترانزیت ، اتصال به آب‌ها ، مراکز بار و در صورت توجیه، نقش مسافری و پرسرعت مشخص کند .

به گفته او ، پروژه ریلی فقط ریل‌گذاری نیست ؛ بلکه باید معلوم شود چه ارزشی برای شبکه حمل‌ونقل کشور ایجاد می‌کند .

حیدری لایه چهارم را مدل کسب‌وکار ، انگیزه‌ها و پاسخگویی عنوان کرد و افزود : بسیاری از پروژه‌های نیمه‌تمام به دلیل مدل انگیزشی غلط نیمه‌تمام مانده‌اند . از نظر او ، باید مالک تصمیم مشخص شود ، نظام قراردادها اصلاح شود ، پرداخت‌ها بر اساس خروجی قابل بهره‌برداری انجام شود و شاخص‌های شفاف بهره‌وری در گزارش‌دهی پروژه‌ها مورد استفاده قرار گیرد .

وی در توضیح رأس هرم گفت : در نهایت حکمرانی بهره‌وری یعنی توان تصمیم‌گیری علمی و شفاف درباره ادامه ، توقف ، ادغام ، تغییر دامنه یا بازتعریف نقش پروژه‌ها .

به گفته حیدری ، برخی پروژه‌ها باید با دامنه حداقلی و ارزش بالا سریع تکمیل شوند ، برخی باید ابتدا اصلاح طراحی و قرارداد داشته باشند ، برخی باید به‌صورت کنترل‌شده متوقف شوند و برخی دیگر باید نقش جدیدی در شبکه حمل‌ونقل پیدا کنند .

او تأکید کرد : مسئله اصلی ، صرفاً ناتمام ماندن پروژه‌ها نیست ؛ مسئله اصلی ناتوانی در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت آنهاست . در شرایط محدودیت منابع ، نمی‌توان همه پروژه‌ها را با یک منطق ادامه داد .

حیدری پنج معیار اصلی برای سنجش تصمیم درست درباره ابرپروژه‌ها مطرح کرد و گفت : قابلیت تکمیل ، شناسایی گلوگاه اصلی ، ارزش شبکه‌ای ، منطق اقتصادی و بهره‌برداری و هزینه فرصت ادامه دادن پروژه از معیارهایی است که باید مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد .

وی با اشاره به قانون برنامه هفتم توسعه گفت : رویکرد غربالگری پروژه‌ها ، طرح پرسش‌های سخت و تصمیم‌گیری درباره سبد ابرپروژه‌های ریلی با جهت‌گیری برنامه هفتم هم‌راستا است .

به گفته او ، در برنامه هفتم ، بهره‌وری به‌عنوان موتور محرک رشد اقتصادی دیده شده و نتیجه‌محوری ، اولویت‌بندی هوشمند منابع و ارتقا کارایی سرمایه‌گذاری از محورهای مهم آن است .

حیدری در پایان با اشاره به جمله‌ای از پیتر دراکر ، پدر مدیریت مدرن ، گفت : هیچ چیز بی‌فایده‌تر از آن نیست که کاری را با نهایت کارایی انجام دهیم که اساساً نباید انجام می‌شد .

او افزود : مسئله اصلی در ابرپروژه‌های ریلی کمبود منابع نیست ، بلکه فقدان اولویت‌گذاری است . پیشرفت فیزیکی الزاماً به معنای اثر واقعی بر شبکه نیست و هر پروژه باید شناسنامه ، زندگی‌نامه و سرنوشت مشخص خود را داشته باشد .

وی تأکید کرد : منابع کشور باید بر گلوگاه‌های اصلی و پروژه‌های اثرگذار متمرکز شود و تصمیم‌گیری درباره سبد ابرپروژه‌های ریلی نیمه‌تمام باید بر مبنای بهره‌وری ، ارزش شبکه‌ای و اولویت‌های واقعی کشور انجام گیرد .

در همین موضوع بخوانید

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.

ثبت دیدگاه

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. تکمیل موارد ستاره‌دار الزامی است.