اخبار حمل و نقل کد خبر: ۵۴۴۵۳

تحلیل نقش ایران در روز قدس

همانطور که همواره گفته‌ایم توافق هسته‌ای یک توافق دوجانبه نیست و در دست هیچ کشوری نیست که بطور یکجانبه به آن پایان بدهد . این توافق به تائید شورای امنیت سازمان ملل رسیده و مولفه‌ای کلیدی از ساختار منع اشاعه هسته‌ای جهانی است و برای امنیت منطقه ، اروپا و کل جهان حیاتی است .

واتساپ

به گزارش پرتال حمل و نقل ، وزیر راه و شهرسازی طی انتشار یادداشتی با هدف بازخوانی ایران در روز قدس به بررسی و تحلیل رویکردهای جهانی در این خصوص پرداخته و می‌گوید : واقعیت آن است که هیچ کشوری ، حتی امریکا به آن اندازه بزرگ یا قوی نیست که به تنهایی بتواند جهان را تغییر دهد و یا به تنهایی با تمام جهان مواجه شود .

عباس آخوندی در یادداشتی نقش ایران در روز قدس را این‌طور تحلیل می‌کند : بی‌گمان نمی‌توان معادله امنیت و توسعه منطقه غرب آسیا و شمال افریقا و دستیابی به آرمان قدس را بدون پذیرش موقعیت و جایگاه واقعی ایران در هماهنگی با سایر کشورهای اسلامی و منطقه حل و فصل کرد . این موضوعی است که از سوی اروپاییان به‌خوبی دیده می‌شود و لیکن ترامپ نمی‌خواهد آن را ببیند . لذا ، بی‌باک عمل می‌کند و در بکارگیری بی‌پرده و عریان زور بر علیه ملت‌های منطقه از هیچ اقدام ریز و درشتی پرهیز نمی‌کند . ولی ، او هرچه بی‎باک‌تر عمل کند ، طوفان درو می‌کند و بیشتر حیات متحدان نامشروع و رژیم‌های مستبد ، فاسد و وابسته به خود را در خطر می‌اندازد .

این دو نگاه بیرونی به منطقه است . البته دیگر قدرت‌های جهان نیز ناظر نیستند و هریک به نحوی در پیِ تامین منافع ، امنیت و گسترش حوزه‌ی نفوذ خود در منطقه هستند . به‌موازات آن ، مهم است که ما نیز از موقعیت و نقش خود آگاهی داشته باشیم تا بتوانیم با بازخوانی ایران و اتخاذ سیاست درست هم به نفع ایران عمل کنیم و هم ضامن تامین امنیت ، توسعه و رفاه مردم منطقه باشیم و هم پایبند به آرمان قدس بمانیم .

تامل در گفته‌های این روزهای مسئول سیاست خارجی اروپا بسیار مهم است . او بیش از هر چیز بر ضرورت حفظ امنیت تکیه می‌کند و می‌گوید : موضوع برای ما نه منافع اقتصادی که منافع امنیتی است . او معتقد است که در غیاب برجام ، امنیت منطقه خاورمیانه و اروپا در معرض خطر خواهد بود . در برابر رویکرد فوق که البته به منظور حفظ منافع و امنیت اروپاییان بیان می‌شود و هیچ ایثار و فداکاری در آن نیست ، شاهد رویکرد سوداگرانه ترامپی هستیم .

رویکردی با اهداف گستاخانه و فهم ناپخته از سیاست بین‌الملل و مبتنی بر تجارت پیشه‌گی آزمندانه و بکارگیری عریان زور در هماهنگی بی‌قید و شرط با اسرائیل . در واقع ، سیاست‌های امروز امریکا از جمله انتقال سفارت امریکا به اورشلیم ، تاسی به سیاست «بی‌راه‌حلی» اسرائیلی است . در گذشته نیز اسرائیل برای عبور از درماندگی‌های بزرگ ناشی از عدم مشروعیت و رسمیت بین‌المللی و بحران‌های داخلی دست به اقدام‌های خطرناک می‌زد تا دیگران را بدان مشفول سازد ، فرصتی پیدا کند و بحران را به تعویق بیندازد . ترامپ به خیال خود با اجرای سیاست «همه یا هیچ» می‌خواهد نظم جهان را تغییر دهد و همه در معرض یک انتخاب حیاتی قرار دهد ؛ ایران و یا امریکا . آشکار است که این سیاست خیال‌پردازانه و تا حد زیادی ابلهانه است و منجر به شکست خواهد شد . پیش از وی نیز بوشِ پسر سیاست «یا با منی و یا بر منی» را بکاربست و شکست خورد . البته شکست او بی‌هزینه نبود . و شوربختانه ، هزینه را ملت‌ها و مردم جهان دادند . این بار نیز ، سیاست‌های ترامپ بسیار پرهزینه خواهد بود . قربانیان جریان انتقال پایتخت به ارشلیم فقط گوشه‌ای از آن بود که فلسطینیان دادند .

واقعیت آن است که هیچ کشوری، حتی امریکا به آن اندازه بزرگ یا قوی نیست که به تنهایی بتواند جهان را تغییر دهد و یا به تنهایی با تمام جهان مواجه شود . لذا بلافاصله پس از اعلام خروج یکجانبه امریکا از برجام توسط ترامپ ، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت : همانطور که همواره گفته‌ایم توافق هسته‌ای یک توافق دوجانبه نیست و در دست هیچ کشوری نیست که بطور یکجانبه به آن پایان بدهد . این توافق به تائید شورای امنیت سازمان ملل رسیده و مولفه‌ای کلیدی از ساختار منع اشاعه هسته‌ای جهانی است و برای امنیت منطقه ، اروپا و کل جهان حیاتی است .

ولی به موازات این جریان‌های بین‌المللی و نگاه بیرونی به منطقه ، فهم ما ایرانیان از موقعیت خودمان و سیاست و برنامه‌ی اقدامی که در تناسب با جریان‌های پیش‌گفته انتخاب می‌کنیم ؛ در موفقیت آرمان قدس که بی‌گمان مساله‌ی اول منطقه و مسلمانان جهان است تاثیر بی‌بدیلی خواهد داشت . برای ورود به این بحث ، نیاز است که پیش از هر چیز فهممان را از ایران یکی کنیم . ما ایرانیان از ایران زیاد می‌گوییم ولی کمتر شده که ایران را به مثابه یک موضوع بر روی میز بررسی قرار دهیم و ببینیم وقتی از ایران سخن می‌گوییم چه چیزی را مراد می‌کنیم . به گمان من این کار مقدم بر هرچیزی در هر نوع سیاست‌گذاری ملی است . به هر روی ، این قلم ایران را در سه پرده‌ی تمدنی ، اندیشه‌گی و دولت-ملت می‌بیند .

در این فضا وقتی از ایران سخن می‌گوییم ، نخست از یک تمدن دیرپا یاد می‌کنیم که برای هزاره‌ها تداوم یافته و توانسته اقوام گوناگون را با زبان‌های مختلف و خرده‌فرهنگ‌های متنوع در صلح و سازگاری در کنار هم قرار دهد . تمدنی که صلح و مسالمت را می‌فهمیده ، راز دادوستدِ سازگار با طبیعت و اقلیم را خوب می‌دانسته و زندگی و بازآفرینی را ارج می‌نهاده‌است. تمدنی که اقوام مهاجم را در خود هضم می‌نموده و دوباره بر ویرانی‌های ناشی از یورش آنان ، زندگی را بازمی‌آفریده ‌است . اسکندر و چنگیز مردند ولی ایران و تمدن ایران‌شهری هم‌‌چنان زنده‌اند .

پرده‌ی زرین تاریخی این تمدن ، رویارویی آن با اسلام است . ایرانیان در مواجهه با اسلام از سرِ ستیز برنیامدند . بلکه ، پیام پیامبر بر جان و دل آنان نشست و از این حسنِ آمیزش در کنار تلاش سایر ملل مسلمان ، عصر طلایی تمدن اسلامی به‌وجود آمد . توجه به این پرده از این جهت ضروری است تا به این سؤال پاسخ دهیم که آیا ما همراهی با آرمان قدس را تنها در چارچوب جغرافیای کنونی ایران می‌خواهیم و یا در پیکره‌ی حوزه‌ی نفوذ تمدنی آن ؟ نگاهی به این پیکره بریده از هم آه از نهاد آدمی برمی‌آورد . به گفته حافظ : یک نکته از این معنی گفتیم و برای دریغ‌خوردن نکته‌دانان بر حال و روز آن بس است .

جلوه‌ی دیگر ایران ، نماد اندیشه‌گی آن است . نام ایران با نام‌های بزرگ دیگری چون فردوسی ، نظامی ، عطار ، مولانا ، سعدی ، حافظ ، ابوریحان ، خوارزمی ، ابن‌سینا ، سهروردی، ملاصدرا و صدها نام بزرگ دیگر قرین است که به آن معنی می‌بخشند . جای بسی خرسندی است که اندیشه‌ی ایرانی به یارای اندیشه‌ورزان معاصر هنوز سرزنده و آفریننده ‌است. لیکن سؤال این است ، که ارتباط این ساحت اندیشه‌ورزی با آرمان قدس چیست ؟

ایران در قامت دولت مدرن نیز دارای مفهوم خاص خویش است . بی‌گمان این وجهِ دولت به مفهوم عامِ آن بارِ اصلی دفاع از آرمان قدس را تاکنون به‌طور رسمی برعهده داشته‌است . امروز که به راهپیمایی روز قدس رفته بودم ، در این اندیشه بودم که از مفهوم و پیکره‌ی ایران در این سه پرده ، تا چه حد تراشیده شده و چه میزانِ آن در صحنه حضور دارد . باز به گفته‌ی خواجه‌ی شیراز :

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

به نظر می‌رسد که در نقشه‌ی به‌هم‌ریخته منطقه ، هیچ‌کس در جای خود قرار ندارد . روابط پنهانی برخی کشورهای مسلمان با اسرائیل و اتحاد آنان بر علیه ایران و سیاست خصمانه و بی‌باکانه‌ی امریکا منطقه را بیش از هر زمانِ دیگری در خطر ناامنی قرار داده‌است . البته اشتباه‌های گاه استراتژیک خودمان را نیز نباید از یاد ببریم . اینک به گمان این قلم ، راهی که فراروی ماست در گام یک ، بازخوانی ایران در حوزه‌ی تمدنی و اندیشه‌گی آن ، ایفای نقش سازنده ، تعاملی و خلاق در جهان اسلام و بازموقعیت‌یابی صلح‌آمیز ایران در سطح منطقه و جهان است . در این بستر و در گام دو ، تفکیک بین امریکا و اروپا ضروری است . باید به نوع نگاه اروپاییان به منطقه بدون شیفته و وابسته‌شدن به آنان و با حفظ هوشیاری توجه کرد . هنوز برجام برترین سند حقوقی برای تامین امنیت ایران و منطقه خاورمیانه است .

برجام یک‌بار دیگر حاکمیت ملی ایران را در چارچوب سازمان ملل به رسمیت شناخته و ایران را از فصل هفت منشور خارج ساخته‌است . اینها دستاوردهای کوچکی نیستند. بنابراین، باید از تمام ظرفیت‌های حقوقی ، قانونی و قراردادی آن بهره ببریم و از هر شتابزدگی پرهیز کنیم . در این چارچوب است که می‌توان از آرمان قدس دفاع کرد . باور کنیم که اسرائیل ایران را درگیر در انواع نزاع‌های داخلی و منطقه‌ای، بریده از حوزه‌ی نفوذ خود و محصور و سردرگریبان می‌خواهد .

در همین موضوع بخوانید

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.

ثبت دیدگاه

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. تکمیل موارد ستاره‌دار الزامی است.