فرهنگ و حمل و نقل کد خبر: ۶۷۱۸

قطار روزگار

واتساپ

قطار می رود میان کوه

\

سکوتش را بلند فریاد می کشد

\

و آدمها میان راهرو قطار

\

کنار پنجره

\

به تکه های قلب پاره تونل نگاه می کنند

\

و روی شیشه بخار گرفته قطار

\

به یاد عشقشان، بلند آه میکشند

\

قطار می رسد به پشت قلب کوه

\

باران گرفته است

\

غریبه ای به اشک دیده اش

\

تمام شیشه را خط خطی میکند

\

وکودکی چه سخت، از لای پنجره

\

برای صید قطره ها تلاش می کند

\

و من به روی تخت کوچکی به به خواب میروم

\

قطار به روی ریل قدم می زند

\

تمام خاطرات زندگی مرور می شود

\

قطار دود می کشد

\

قطار بوق می زند

شاعر : احمد فیاض

منبع: شعرنو

در همین موضوع بخوانید

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.

ثبت دیدگاه

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. تکمیل موارد ستاره‌دار الزامی است.