هر روز پیش از آغاز فعالیت کلانشهرها ، موجی از سفر در مسیر شهرهای اقماری به سمت مراکز اشتغال شکل میگیرد؛ جریانی عظیم از انسانهایی که برای کار ، آموزش و دریافت خدمات ، فاصله میان خانه و مقصد را طی میکنند . اما پشت این حرکت روزانه ، مسئلهای عمیقتر پنهان است ؛ شکافی میان الگوی جدید پراکندگی جمعیت و شبکهای که هنوز با منطق گذشته اداره میشود .
به گزارش پرتال حمل و نقل ، به قلم حمیدرضا شهرکی ، کارشناس ارشد حملونقل و لجستیک ، توسعه شهرهای اقماری و جدایی میان محل سکونت و مراکز اشتغال ، حملونقل حومهای را به یکی از مهمترین چالشهای حکمرانی جابهجایی تبدیل کرده است ؛ مسئلهای که دیگر با راهکارهای مقطعی و افزایش ظرفیتهای پراکنده قابل مدیریت نیست و نیازمند بازتعریف ساختار تصمیمگیری ، تنظیمگری و تأمین مالی است .
تقاضایی بزرگ که در شبکهای کوچک گرفتار شده است
رشد شهرهای جدید و اقماری در اطراف کلانشهرهایی مانند تهران ، مشهد ، اصفهان ، تبریز و شیراز ، الگوی سفرهای روزانه را دگرگون کرده است . بخش قابل توجهی از شاغلان ، دانشجویان ، کارگران و طبقات میانی جامعه اکنون در مناطقی سکونت دارند که فاصله زیادی با محل فعالیت اقتصادی و خدماتی آنها دارد .
پیامد مستقیم این تغییر ، شکلگیری جریانهای عظیم سفر در ساعات اوج صبح و عصر است ؛ سفرهایی که از نظر حجم و تکرار ، در بسیاری از مسیرها به یک مسئله ملی در حوزه حملونقل تبدیل شدهاند .
چهار ناوگان ، یک مسئله ؛ وقتی مسئولیت میان مسیرها تقسیم میشود
بررسی وضعیت موجود نشان میدهد بازار سفرهای حومهای میان چهار گروه اصلی تقسیم شده است ؛ خودروهای شخصی ، ناوگان عمومی درونشهری ، شبکه ریلی حومهای و ناوگان عمومی برونشهری .
در این میان ، خودروهای شخصی به دلیل نبود کنترل مؤثر و محدودیت ظرفیت حملونقل عمومی ، سهم قابل توجهی از این تقاضا را جذب کردهاند ؛ در حالی که ناوگان درونشهری نیز به دلیل محدودیتهای قانونی ، تنها با مداخلات میدانی بخشی از این بار را پوشش میدهد .
از سوی دیگر ، حملونقل ریلی حومهای با وجود ایمنی بالا و ظرفیت مناسب ، به دلیل پوشش محدود جغرافیایی هنوز نتوانسته پاسخگوی تمام تقاضای موجود باشد .
ریل و جاده ؛ دو مسیر جدا برای یک مقصد مشترک
تجربه توسعه ساختارهای ریلی حومهای نشان میدهد مدیریت این حوزه نیازمند نگاه تخصصی و مستقل است . همانگونه که ایجاد ساختارهای مدیریتی ویژه برای قطارهای حومهای امکان برنامهریزی دقیقتر ، توسعه ایستگاهها و هماهنگی با شهرهای جدید را فراهم کرده است ، حملونقل جادهای حومهای نیز نیازمند جایگاهی متناسب با حجم و اهمیت خود است .
ایجاد یک ساختار تخصصی در سازمان راهداری و حملونقل جادهای ، همراه با تدوین شیوهنامه مشترک میان دستگاههای متولی ، میتواند زمینه شکلگیری یک نظام منسجم برای مدیریت این سفرها را فراهم کند .
از مسافر سرگردان تا سفر هوشمند
آینده حملونقل حومهای تنها در افزایش تعداد خودروها یا خطوط جدید خلاصه نمیشود . استفاده از مدلهای حملونقل تقاضامحور (DRT) ، ایستگاههای مجازی ایمن ، رزرو دیجیتال و صورتوضعیت الکترونیکی میتواند مسیر حرکت را از یک سیستم واکنشی به یک شبکه هوشمند تغییر دهد .
مدل «کریدور ثابت با سرشاخههای منعطف» میتواند پاسخی متناسب با پراکندگی شهرهای اقماری باشد ؛ به گونهای که مسیرهای اصلی ثابت بمانند و دسترسی مسافران در مبدأ و مقصد با انعطاف بیشتری مدیریت شود .
وقتی ریل و جاده دست هم میدهند
حل مسئله سفرهای حومهای بدون اتصال واقعی میان مدهای مختلف حملونقل امکانپذیر نیست . شبکه جادهای باید نقش تغذیهکننده ریل را ایفا کند و قطارهای حومهای به ستون اصلی جابهجایی در مسیرهای پرتراکم تبدیل شوند .
ایجاد پایانههای تبادلی ، بلیت مشترک الکترونیک و هماهنگی زمانی میان ناوگان جادهای و ریلی میتواند سفر چندمرحلهای امروز را به یک زنجیره یکپارچه تبدیل کند .
سرمایهای که در ترافیک هدر میرود
یکی از چالشهای اصلی، تأمین مالی پایدار برای نوسازی ناوگان و تضمین اقتصادی بودن این خدمات است . استفاده از ظرفیتهای قانونی موجود برای حمایت از نوسازی ، اتصال صرفهجویی انرژی به مدلهای مالی و ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری بخش خصوصی ، میتواند مسیر جدیدی برای توسعه این بخش ایجاد کند .
آینده سفرهای حومهای زمانی تغییر خواهد کرد که این حوزه از یک مسئله فرعی در حملونقل ، به یک بخش مستقل و راهبردی در نظام جابهجایی کشور تبدیل شود ؛ شبکهای که در آن ریل ، جاده ، فناوری و سیاستگذاری در یک مسیر مشترک حرکت کنند .
منبع: پرتال حمل و نقل






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.