به گزارش پرتال حملونقل ، به قلم امیرسلمان افشار، کریدور بینالمللی شمال – جنوب در حالی بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای راهبردی تجارت منطقهای مطرح است که ظرفیتهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران در این مسیر ، هنوز به مزیت پایدار و قابل اتکای لجستیکی تبدیل نشده است .
کریدور شمال – جنوب از معدود پروژههای بینالمللی حملونقل و لجستیک است که همزمان از پشتوانه تاریخی ، توجیه اقتصادی و اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار است . این مسیر با هدف اتصال روسیه ، حوزه اوراسیا و آسیای مرکزی به آبهای گرم جنوب ، میتواند نقش تعیینکنندهای در آینده تجارت منطقهای ایفا کند . با این حال ، عملکرد فعلی این کریدور در ایران همچنان فاصله معناداری با ظرفیت واقعی کشور دارد .
بررسیها نشان میدهد مسئله اصلی این کریدور را نمیتوان صرفاً به کمبود زیرساخت یا فشار تحریمها محدود کرد . چالش مهمتر آن است که مزیت جغرافیایی ایران هنوز به یک نظام عملیاتی منسجم ، قابل پیشبینی و مورد اعتماد برای صاحبان کالا و اپراتورهای بینالمللی تبدیل نشده است .
در تجارت بینالملل ، مسیر ترانزیتی زمانی به انتخاب پایدار بازار تبدیل میشود که بتواند زمان حمل قابل پیشبینی ، هزینه رقابتی ، ثبات مقررات ، کیفیت خدمات و شفافیت عملیاتی را تضمین کند . این در حالی است که در سالهای گذشته ، نبود حکمرانی یکپارچه بر اجزای مختلف کریدور ، از جمله بندر ، ریل ، جاده ، پایانه ، مرز و گمرک ، موجب کاهش کارایی این مسیر شده است .
از سوی دیگر ، ناتمام بودن برخی حلقههای کلیدی زیرساختی ، محدودیت ظرفیت پایانههای مرزی ، ضعف اتصال بنادر به شبکه پسکرانه ، کمبود تجهیزات تخصصی بارگیری و تخلیه و نارسایی مراکز لجستیکی ، از جمله عواملی است که زمان عبور کالا از مسیر ایران را با نوسان مواجه کرده است . در بازار رقابتی امروز ، مسیر قابل پیشبینی — اگر طولانیتر باشد— برای صاحبان کالا جذابتر از مسیری است که زمان عبور آن نامطمئن باشد .
بیثباتی سیاستی و مقرراتی نیز از دیگر موانع جدی توسعه این کریدور بهشمار میرود . تغییرات مکرر در رویههای اجرایی ، تعرفهها ، ضوابط مرزی ، سیاستهای ارزی و برداشتهای متفاوت از مقررات ، ریسک ادراکشده مسیر ایران را افزایش داده و هزینهای پنهان اما تعیینکننده بر ترانزیت کشور تحمیل کرده است .
در کنار این چالشها ، ضعف در حوزه لجستیک نرم نیز اهمیت ویژهای دارد . رقابت کریدورها در جهان امروز تنها بر سر جاده و ریل نیست، بلکه بر سر داده ، رهگیری لحظهای ، اسناد الکترونیکی ، پنجره واحد ، شفافیت عملیاتی و پاسخگویی سریع به مشتریان است . در این بخش ، ایران همچنان با استانداردهای مورد انتظار بازار منطقهای و جهانی فاصله دارد .
با وجود چالشهای داخلی ، فشارهای خارجی نیز در کند شدن روند توسعه کریدور شمال – جنوب مؤثر بوده است . حمایت برخی قدرتهای خارجی از مسیرهای جایگزین ، از جمله کریدور میانی از مسیر آسیای مرکزی ، دریای خزر ، قفقاز و ترکیه ، در کنار تحریمها ، موجب شده است بخشی از فرصتهای ترانزیتی ایران به مسیرهای رقیب منتقل شود .
تحریمها علاوه بر محدود کردن دسترسی ایران به منابع مالی و سرمایهگذاری خارجی ، هزینه تأمین تجهیزات، بیمه محمولهها، همکاری با شرکتهای بینالمللی و نقلوانتقال مالی را افزایش دادهاند . همین موضوع سبب شده است بسیاری از بازیگران بزرگ بینالمللی، حتی با وجود مزیت جغرافیایی ایران ، از حضور جدی و پایدار در این مسیر خودداری کنند .
با این حال ، چشمانداز کریدور شمال – جنوب همچنان مثبت ارزیابی میشود . نیاز روسیه و اوراسیا به مسیرهای متنوع ، تمایل هند به دسترسی سریعتر به بازارهای شمالی و ضرورت بازتعریف شبکههای تجاری منطقه ، همچنان فرصتهایی مهم برای ایران ایجاد کرده است . بهرهبرداری مؤثر از این فرصتها ، مستلزم عبور از نگاه صرفاً سیاسی به کریدور و تبدیل آن به یک محصول حرفهای لجستیکی است .
در این مسیر ، جامعه صنفی و فعالان صنعت حملونقل نیز مسئولیت مهمی بر عهده دارند . تشکیل کنسرسیومهای عملیاتی ، ارائه بستههای مشترک خدماتی ، اعلام نرخ و زمان مشخص به مشتریان خارجی ، سرمایهگذاری در سامانههای رهگیری و انتشار گزارشهای منظم درباره گلوگاهها و زمانهای عبور ، میتواند به حرفهایسازی این مسیر کمک کند .
به نظر میرسد آینده کریدور شمال – جنوب بیش از هر زمان دیگری به کیفیت حکمرانی ، ثبات سیاستی ، کارآمدی عملیاتی و توان بازارسازی وابسته است . اگر ایران بتواند مزیت جغرافیایی خود را با نظم نهادی، شفافیت ، اعتمادسازی بینالمللی و خدمات لجستیکی رقابتی همراه کند ، این کریدور میتواند به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد ترانزیتی منطقه تبدیل شود . در غیر این صورت، مزیتی تاریخی و کمنظیر همچنان کمتر از ظرفیت واقعی خود در رقابت با مسیرهای جایگزین ظاهر خواهد شد .
منبع: پرتال حمل و نقل






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.