قطارهای حومهای در بسیاری از کشورهای جهان ، ستون اصلی جابهجایی روزانه میان شهرهای اقماری و مراکز اقتصادی به شمار میروند ؛ سامانهای که با منطق حملونقل انبوه ، زمانبندی دقیق و تردد پرتعداد ، نقش مهمی در کاهش وابستگی به خودروی شخصی و مدیریت سفرهای شهری ایفا میکند . با این حال ، شکلگیری چنین سیستمی تنها به ایجاد چند مسیر ریلی محدود نمیشود ، بلکه نیازمند یک ساختار مدیریتی ، عملیاتی و نهادی متناسب با پیچیدگیهای آن است .
به گزارش پرتال حملونقل ، مهرداد تقیزاده ، معاون سابق حمل و نقل وزارت راه و شهرسازی ، با اشاره به ضرورت راهاندازی شرکت قطارهای حومهای ، تأکید کرد که موفقیت این مجموعه بیش از هر چیز به نحوه شکلگیری ساختار اولیه و انتخاب نخستین تیم مدیریتی آن وابسته است ؛ چرا که این تیم ، مسیر آینده این شرکت را تعیین خواهد کرد .
قطار حومهای ؛ یک شرکت ریلی معمولی نیست
تقیزاده با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در حوزه حملونقل ریلی حومهای اظهار کرد : بررسی نمونههای موفق نشان میدهد که قطارهای حومهای معمولاً در چارچوب ساختار راهآهن فعالیت میکنند ، هرچند در برخی کشورها شهرداریها نیز در قالب مشارکتهای مدیریتی و سرمایهگذاری در این حوزه حضور دارند .
به گفته وی ، قطار حومهای یک خدمت صرفاً محلی نیست ، بلکه بخشی از نظام حملونقل یکپارچه شهری و منطقهای است که باید بتواند شهرهای اطراف را به مراکز اصلی اقتصادی و جمعیتی متصل کند .
دقت زمانی ؛ تفاوت اصلی با قطارهای بینشهری
معاون سابق حملونقل وزارت راه و شهرسازی با تأکید بر تفاوت ماهیت قطارهای حومهای با قطارهای مسافت طولانی گفت : در سفرهای بینشهری ، مسافر برای یک مسیر چندساعته برنامهریزی میکند و ممکن است تأخیر محدود ، اثر کمتری داشته باشد ؛ اما در قطارهای حومهای ، زمانبندی دقیق بخش جداییناپذیر از کیفیت خدمت است .
وی افزود : مسافری که هر روز برای رسیدن به محل کار یا تحصیل از قطار حومهای استفاده میکند ، برنامه زندگی خود را بر اساس زمان حرکت و رسیدن قطار تنظیم میکند ؛ بنابراین حتی یک دقیقه تأخیر میتواند اهمیت داشته باشد .
از این منظر ، قطار حومهای از نظر نظم عملیاتی شباهت بیشتری به مترو دارد ؛ با این تفاوت که بر خلاف مترو ، در بسیاری از مسیرهای کشور باید در کنار قطارهای مسافت طولانی روی شبکه اصلی راهآهن فعالیت کند .
پیچیدگی هماهنگی با شبکه راهآهن
یکی از مهمترین چالشهای راهاندازی شرکت قطارهای حومهای ، نحوه تعامل آن با شبکه موجود راهآهن است. بسیاری از مسیرهای حومهای کشور روی خطوطی قرار دارند که قطارهای بینشهری نیز در آن تردد میکنند؛ بنابراین برنامهریزی حرکت ، کنترل ترافیک و مدیریت ظرفیت خطوط ، نیازمند هماهنگی دقیق میان دو مجموعه خواهد بود .
تقیزاده با اشاره به تجربه برخی کشورها گفت : در بعضی نظامهای ریلی ، مرکز مدیریت حرکت قطارهای حومهای از راهآهن اصلی تفکیک شده است ، اما اطلاعات و برنامههای عملیاتی میان دو سیستم به اشتراک گذاشته میشود تا هماهنگی لازم حفظ شود .
تجربه رجا ؛ اهمیت انتخاب تیم آغازگر
تقیزاده با اشاره به تجربه شکلگیری شرکت رجا اظهار کرد : راهاندازی یک مجموعه جدید ریلی نیازمند مدیرانی است که علاوه بر شناخت فنی ، توان ایجاد ساختار و توسعه سازمان را داشته باشند .
وی افزود : شرکت رجا نیز در زمان آغاز فعالیت ، نیازمند تیمی بود که بتواند یک مجموعه جدید را از مرحله شکلگیری به یک ساختار عملیاتی تبدیل کند ؛ اما شرکت قطارهای حومهای از جهاتی پیچیدگی بیشتری دارد ، زیرا باید همزمان دقت زمانی بالا ، تردد پرتعداد ، رضایت روزانه مسافران و هماهنگی با شبکه اصلی راهآهن را مدیریت کند .
آغاز درست ؛ شرط موفقیت شرکت قطارهای حومهای
راهاندازی شرکت قطارهای حومهای نباید صرفاً به تشکیل یک ساختار اداری جدید محدود شود . این مجموعه نیازمند تیمی است که بتواند از ابتدا مدل بهرهبرداری ، ساختار سازمانی ، روابط بیننهادی و استانداردهای خدمترسانی را طراحی کند .
به اعتقاد تقیزاده ، اگر نخستین گام این شرکت با انتخاب مدیران توانمند و توسعهگرا برداشته شود ، قطارهای حومهای میتوانند به یکی از ابزارهای مهم مدیریت سفرهای روزانه در کشور تبدیل شوند ؛ اما شروع نامناسب ممکن است اعتماد عمومی به این مدل حملونقلی را تحت تأثیر قرار دهد .
شرکت قطارهای حومهای در نهایت فقط یک اپراتور ریلی جدید نیست ؛ بلکه قرار است یک نظام جدید برای جابهجایی روزانه شهروندان ایجاد کند . از همین رو ، کیفیت نخستین تیم مدیریتی آن میتواند تعیینکننده مسیر آینده این ساختار باشد .






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.