فرهنگ و حمل و نقل کد خبر: ۲۰۹۸۹

مناظره پژو و پراید

واتساپ

\
«پژو» یکروز طعنه زد به «پراید»

\
که تو مسکین چقدر یابویی !

\

\
با چنین شکل ضایعی ، بالله

\
بی جهت توی برزن و کویی

\

\
رنگ لیمویی مرا بنگر

\
ای که تیره ، شبیه هندویی

\

\
من تمیزم ولی تو ماه به ماه

\
مطلقا دست و رو نمی شویی

\

\
بچه می ترسد ، آن طرفتر رو !

\
که به هیئت ، شبیه لولویی

\

\
من نه خودرو ، گُلم ، سَمن بویم

\
تو نه خودرو ، گیاه خودرویی !

\

\
من به پاریس بوده ام چندی

\
زیر پای «چهاردهم لویی» !

\

\
روی «باسکول» بیا ، بپر ، بینم !

\
روی هم رفته چند کیلویی ؟!

\

\
در تو آهن به کار رفته ولی

\
نازکی عین برگ کاهویی !

\

\
صاحبت با تو گر به جایی خورد

\
سهم الارث ورثه‌ ی اویی !

\

\
از «پژو» چون چنین شنید «پراید»

\
گفت : ای دوست ! چرت می گویی

\

\
بنده گیرم به قول تو یابو

\
تو گمان کرده ای که آهویی ؟!

\

\
«خویشتن ، بی سبب بزرگ مکن

\
تو هم از ساکنان این کویی !»

\

\
انتقادی اگر ز من داری

\
مطرحش کن ، ولی به نیکویی

\

\
زیر این آسمان مینایی

\
ای خوشا فکر و ذکر مینویی

\

\
برو خود را بسوز و راحت کن

\
بی‌علاج است آتشین خویی

\

\
بخت باید تو را نه آپشن و تیپ

\
ای که در بند چشم و ابرویی

\

\
بخت ماشین اگر سپید بُوَد

\
خواه بژ باش ، خواه لیمویی !

\

\
ارج و قربم کنون ز تو بیش است

\
زان جهت در پی هیاهویی

\

\
خوار بودم ولی عزیز شدم

\
کرد دوران ز بنده دلجویی

\

\
قیمت من کنون رسیده به بیست

\
این منم من ، «پراید» جادویی !

\

\
توی بنگاه پیش هم بودیم

\
غرّه بودی به خوش بر و رویی

\

\
بنده رفتم فروش و یکماه است

\
توی دپرس ، هنوز آن تویی !

\

شاعر : سعید سلیمان پور

منبع: روزنامه تهران امروز

در همین موضوع بخوانید

دیدگاه‌ها

۱ دیدگاه

ثبت دیدگاه

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. تکمیل موارد ستاره‌دار الزامی است.