تقاطع چند شاخه غیرهمسطح
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fدوراهی، چندراهی
چند شاخه شدن جریانها
قالب (بتن)، شکل، حجم (معماری)، هیأت، صورت، آرایش، ترکیب، نوع، قسم، جور، گونه، سبک، شیوه، طرز، آیین، عادت، فرم، ورقه، برگ، شرایط، وضعیت، حالت، شکل دادن، ساختن، درست کردن، پدید آوردن، پروراندن، پرورش دادن، پیدا کردن، کسب کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، دایر کردن
فرم جمعآوری شده، فرم تنظیمشده
فرم تعیین خسارت، شکل (حالت) خسارت، نوع صدمه
فرم ورود (اطلاعات به کامپیوتر)
فرم سفارش
قالب جانبی (بتنریزی)
قالب لغزنده، قالب لغزان (بتن)
صورتحساب موقت، پروفرما، پیشفاکتور
رعایت آداب، رعایت تشریفات، رسمی بودن، آداب، تشریفات، آیین
قالب (بتن)، شکل، حجم (معماری)، اندازه، قطع، صورت کلی، نما، طرح، روال، فرمت (کامپیوتر)
سازنده، تشکیلات (زمینشناسی)، سطح نهایی، زیرگاه (کارهای خاکی)، شکلگیری، شکلبندی، صورتبندی، شکل گرفتن، تشکیل، تأسیس، ایجاد، پیدایش، تکوین، شکل، صورت، آرایش، نظم، تنظیم
تشکیل (قشر) یخ
تشکیل بادروبه برف